logo-mini

فِرد ها و جرج های واقعی

این پست رو برای دوستانتون هم بفرستید

فِرد ها و جرج های واقعی

فقط یکم با خودم فکر کردم ، چقدر دوستانمون رو رنجونیدم. وقت هایی که حتی شده به شوخی حال دوستامونو گرفتیم.

فکر کنم دیگه همه مون اینو قبول داشته باشیم که افرادی که دوروبرمون هستن چه بخواییم چه نخواییم روی ما تاثیر میذارن ،این تاثیر پذیری دو دسته اس دسته ی اول ، دسته ای هستن که به صورت ناخدا آگاه ازشون تاثیر میگیریم  اما دسته ی دوم کسایی هستن که ما خودمون هم دوست داریم ازشون تاثیر بگیریم ، سعی میکنیم رفتارمون رو شبیه اونا بکنیم. تو این چند وقته با کسی آشنا شدم که میشه گفت تو دسته ی دومه. آخ که من چقدر این دسته ی دوم رو دوست دارم. نمی دونم چند نفرتون کتاب ها یا فیلم های هری پاتر رو دیدین. اما اونایی که دیدن مطمعنا میدونن الان چی می خوام بگم. دلم دوستیی عیننا شبیه به هری و هرمیون و رون میخواد. به نظر شما رفتارتون شبیه کدوم یکی از شخصیت های کتاب هری پاتره ؟ از نظر من تمام دور و برم و همه ی اونایی که میشناسم ( حتی بیشتر از همه خودم ) فرد ها و جورج هاییی هستند که کمی آروم تر شده اند اما هنوز هم اون اصالت رفتاری خودشون رو حفظ کردن ، شاید یادتون نیاد که فرد و جرج کی بودن ( دوقلو های ویزلی ) یا شایدم اصلا فیلم و کتاب هری رو ندیده باشید پس بذارید یکم براتون بیشتر توضیح بدم.

فرد و جرج

فرد و جرج یه داداش دوقلو ( یا میشه گفت دوتا داداش دوقلو بودن) که جزوی از خانواده ی پر جمعیت ویزلی بودن. اینکه چه نقشی توی داستان داشتن رو کاری نداریم ، چون یا فیلم رو دیدن که یعنی میدونین داستان چیه یا قصد دارین فیلم رو ببین که در این صورت هم اگه من بگم براتون اسپویل میشه یا اینکه کلا از هری پاتر متنفرید و دوست ندارید ببینید پس فرقی براتون نداره که بگم یا نگم.خب بریم سراغ اصل ماجرا ، فرد و جرج شخصیت ی کاملا رو اعصاب بودن البته برای شخصیت های داستان وگرنه برای تماشاگر خیلی هم جالب بودن. مدام در حال شوخی ، تیکه پرونی و هر شیطنتی که فکرش رو بکنید البته این به این معنی نیست که اینگونه افراد هیچوقت و هیچ جایی ، هیچ کار درستی انجام نمیدن ولی توی بدترین شرایط هم دست از اون شیطنت یا به قولی روی اعصاب بودن بر نمیدارن. اما چیزی که هست توی دنیای واقعی ما تماشاگر نیستیم که خوشمون بیاد بلکه جزوی از شخصیت های داستان هستیم که یا روی اعصاب کسی هستم یا کسی روی اعصاب ماست و این اعصاب تو اعصاب باعث ایجاد تنش ها و رفتاری ه جندان جالب بین هم دیگه و مخصوصا دوستان شده.

کمی فکر کنیم

اصلا نمی خوام شبیه این معلم هایی بشم که انگار همه چیز رو میدونن و هیچ عیبی ندارن و خلاصه خیلی خوبن. البته احتمالا تا الان خیلی شبیه اونا شدم. ولی همون جور که اولش گفتم من خودم یکی از رو اعصاب ترین افرادی ام که تا حالا دیدید و اینو تقریبا تمام اطرافیانم تایید میکنن. چیزی که هست اینه که به شخصه در حال تلاش برای بهبود این رفتار هستم و فقط قصد پیشنهاد به شما رو داشتم نه نصحیت. بیایید کمی با هم فکر کنیم چقدر حال دوستامون رو گرفتیم. چقدر باهاشون بد رفتاری کردیم. منظورم از این دوستان تمام اطرافیانی میشن که دور بر ما هستن از پدر و مادر بگیر تا دور ترین دوست و فامیل. به مکاله ها بین دوستان دقت کنید. وقتی که فوش های رکیک به شوخی تبدیل شده ان ، وقتی که حتی سلام ها جای خودشون رو با فوش و بد بیراه عوض کردن. و جالب اینجاست ما اکثرمون فکر میکنیم طرفمون از نوع رفتار خوشش میاد اما وقتی اونم با ما اینجوری سلامو علیک میکنه ما خوشمون میاد یا نه فقط تظاهر میکنیم که ما هم از این رفتاری که با ما شد راضی بودیم. فقط کمی مهربون تر باشیم و اون وقته که بازخورد خوبش رو میبینیم ( دیدم که میگم )

در آخر هم با این توییت از آقای نصفه جوکر تموم میکنم :


نظر بدهید

http://www.eanlami.ir